گزنفون ( مترجم : رضا مشايخى )

مقدمهء مترجم 16

كورشنامه ( فارسى )

شكار و غيره ؛ دستورالعمل اجتماعى ، مانند كورش‌نامه ؛ و رسالات تاريخى ، مانند تاريخ يونان ، و مسافرت رزمى كورش ، يا بازگشت ده هزار نفرى ، كه به آناباز « 1 » نيز مشهور است ، و شرح حيات اژزيلاس و بالاخره حكومت لاسدمونى و حكومت آتنيان و غيره . اما كورش‌نامه ، كتابى است كه در تدبير و سياست و ادارهء امور سپاه و كيفيت پيروزى بر خصم و ايجاد امپراتورى و استقرار نظم و ادارهء امور كشور تنظيم يافته . در واقع آتن در اوان جمهورى مواجه با مشكلات سياسى بزرگى بود . هرج‌ومرج همه‌جا حكم‌فرما و جنگ‌هاى داخلى و تعصبات گوناگون و عوام‌فريبى تهمت و افترا در هرگوشه رواج داشت و جمهورى آتن از خارج و داخل در معرض تهديد قرار گرفته بود . متفكرين و حكيمان قوم هريك راه نجاتى جست‌وجو مىكردند : افلاطون كتاب جمهورى خود را براساس اصلاح و بهبود نژاد ، تزكيهء نفس ، تعيين و تفكيك وظايف و استقرار عدالت اجتماعى تأليف نموده معتقد بود زمام‌داران قوم بايد علاوه‌بر احراز صلاحيت صاحب قوهء تفكر و تعقل بوده از فيض ربانى و اشراق ، الهام و مدد يابند . ارسطو سياست و تدبير را بر شالودهء كياست و منطق برپا ساخته ، ديگرى جمهورى نظامى و انضباط سخت اسپارتى را به‌عنوان نمونه و سرمشق اصلاح معرفى مىكرد ، كزنوفون نيز كورش را به عنوان مثال برگزيد و كتاب كورش‌نامه را تدوين نمود . ولى از آنجا كه نظرات سياسى و اجتماعى مؤلف در ادارهء مملكت ذكر نشده مىتوان حدس زد كه اين كتاب دنباله داشته است . آنچه تدوين شده مربوط است به مبارزه‌هاى اوليهء كورش و كشمكش او با همسايگان متجاوز و قلع‌وقمع دشمنان و به‌عبارت اخرى ، شالوده‌هاى اولى بناى يك امپراتورى . كورش پيش‌رفت‌هاى سريع و قابل توجهش را مرهون نبوغ ذاتى و تحرك فوق العاده سريع و استنباط صحيح سوق الجيشى است . مع ذلك ، در طرح نقشه‌هاى جنگى به مشورت مىپرداخت ، آراى حضار را استفسار مىنمود ، سپس نظر صايب خود را اعلام مىداشت . خصلت ديگرش كه آن نيز با حقايق تاريخى توأم است ، فعاليت و كوشش فوق‌العاده و عدم اعتنا به جشن و سرور و راحتى يا وسايل ناز و نعمت و جمع مال و ثروت است . منظور غايىاش از جدوجهد مداوم اين بود كه نقشهء خود را عملى ساخته و به مقصود خود برسد ، منتها در اجراى نقشه‌هايش هيچ‌گاه از اصول جوان‌مردى و انصاف و مروت عدول نكرد . در ميدان‌هاى جنگ هميشه پيروز بود و چون وارد شهرها و پاىتخت‌ها مىشد ، بر خلاف فاتحان كه همه‌جا را به خاك و خون كشانده و ده‌ها هزار مردم را از لب تيغ مىگذراندند ، شهرها را ويران و ساكنينش را به اسارت مىبردند ، وى در ظرف بيست و نه يا سى سال سلطنتش هرگز دست به چنين اقدامى نزد ؛ بلكه به‌عكس ، سعى و كوشش فراوانى در آباد كردن زمين و نجات بيچارگان و احياى مدنيت‌هاى سابق به‌كار برد .

--> ( 1 ) . Anabase